عبودیت آن است که بنده او باشی به همه حال، چنانکه او خداوند توست به همه حال.
ذالنون مصری تذکره الاولیاء
علامت محبت حق آن است که ترک کند هرچه او را از خدای شاغل است تا او ماند و شغل خدای و بس.
ذالنون مصری
عارف لازم یک حال نبود که از عالم غیب هر ساعتی حالتی دیگر بر او میآید تا لاجرم صاحب حالات بود نه صاحب حالت.
ذالنون مصری
علم موجود است و عمل به علم مفقود، و عمل موجود است و اخلاص در عمل مفقود، و حب موجود است و صدق در حب مفقود.
ذالنون مصری
توبة عوام از گناه است، و توبه خواص از غفلت
ذالنون مصری
توبه دو قسم است: توبه انابت و توبه استجابت. توبه انابت آن است که بنده توبه کند از خوف عقوبت خدای، و توبة استجابت آن است که توبه کند از شرم کرم خدای.
ذالنون مصری
طلب حاجت به زبان فقر کنند نه به زبان حکم.
ذالنون مصری
ذکر خدای غذای جان من است، و ثنا بر او شراب جان من است، و حیا از او لباس جان من است.
ذالنون مصری
مراقبت آنستکه ایثارکنی آنچه حق برگزیده است یعنی آنچه بهتر بود ایثار کنی و عظیم دانی آنچه خدای آنرا عظیم داشته است و چون از تو ذرة در وجود آید به سبب ایثار بگوشة چشم بدان بازننگری و آنرا از فضل خدای بینی نه از خویش و دنیا و هر چه آنرا خرد شمرده است بدان التفات نکنی و دست ازین نیز بیفشانی و خویشتن را درین اعراض کردن در میان نه بینی»
ذالنون مصری
توکل از طاعت خدایان بسیار بیرون آمده است و به طاعت یک خدای مشغول بودن، و از سببها بریدن
ذالنون مصری
توکل دست بداشتن تدبیر بود، و بیرون آمدن از قوت و حیلت خویش.
ذالنون مصری
خدای یار باش در خصمی نفس خویش، نه با نفس یار باش در خصمی خدای، و هیچ کس را حقیر مدار، اگر چه مشرک بود، و در عاقبت او نگر که تواند که معرفت از تو سلب کند و بدو دهد.
ذالنون مصری
کسی دیگر وصیتی خواست. گفت: همت خویش از پیش و پس مفرست.
گفت: این سخن را شرحی ده.
گفت: از هرچه گذشت و از هرچه هنوز نیامده است اندیشه مکن و نقد وقت را باش.
ذالنون مصری
مردمانی که خدای را بر همه چیزی بگزینند و خدای ایشان را بر همه بگزیند.
ذالنون مصری
دوستان را در دل رنجها باشد که آن به هیچ داروی خوش نشود، نه به خفتن نه به گشتن و نه به خوردن؛ الّا به دیدار دوست
فیه ما فیه
امام علی
الشُّکرُ زِینَةُ الغِنى ، و الصَّبرُ زِینَةُ البَلوى
شکر، زیور توانگرى است و شکیبایى، زیور گرفتارى .
الإرشاد : ۱/۳۰۰ .
امام علی
الشُّکرُ عِصمَةٌ مِن الفِتنَةِ
بحار الأنوار : ۷۸/۵۳/۸۶.
امام علی
شُکرُ النِّعمَةِ أمانٌ من حُلُولِ النَّقِمَةِ
شکرِ نعمت ، موجب ایمن ماندن از انتقام [خداوند ]مى شود .
غرر الحکم : ۵۶۶۶ .
امام زین العابدین
ستایش خدایى را که اگر شناختِ [ضرورت ]حمد خود در برابر احسانهاى پیاپى و نعمتهاى فراوانى را که به بندگانش عطا مى کند از آنان باز مى داشت ، از نعمتهایش بهره مى گرفتند و ستایشش نمى کردند و از روزى او برخوردار مى شدند و سپاسش نمى گفتند و در این صورت از مرزهاى انسانیت، به مرز حیوانیت سقوط مى کردند و در زمره آنان مى شدند که خداوند در کتاب محکم خود مى فرماید : «نیستند مگر مانند حیوانات و بلکه گمراه تر از آنان» .
الصحیفة السجّادیّة : الدعاء ۱ .
امام صادق
التمحیص : ۶۸/۱۶۳
امام علی
أقَلُّ ما یَلزَمُکُم للّهِِ ألاّ تَستَعِینُوا بِنِعَمِهِ على مَعاصِیهِ
کمترین وظیفه شما در برابر خداوند این است که از نعمتهاى او در راه نا فرمانیش استفاده نکنید .
نهج البلاغة : الحکمة ۳۳۰ .
امام علی
أوَّلُ ما یَجِبُ علَیکُم للّهِِ سبحانَهُ ، شُکرُ أیادِیهِ و ابتِغاءُ مَراضِیهِ
نخستین چیزى که بر شما در قبال خداوند سبحان واجب است، سپاسگزارى از نعمتهاى او و فراهم آوردن موجبات خشنودى اوست .
غرر الحکم : ۳۳۲۹ .
امام علی
إنّ قَوما عَبَدُوهُ [أیِ اللّهَ ]شُکرا ، فتِلکَ عِبادَةُ الأحرارِ
گروهى خدا را از سر سپاسگزارى مى پرستند و این عبادت آزادگان است
بحار الأنوار : ۷۸/۶۹/۱۸ .
امام هادی
خوشبختىِ شکرگزارى براى شاکر ، بیشتر از خوشبختى او به نعمتى است که موجب شکر شده است ؛ زیرا نعمت متاعى [فانى] است اما شکر ، نعمت و عاقبت است .
تحف العقول : ۴۸۳ .
امام حسن عسگری
یَعرِفُ النِّعمَةَ إلاّ الشاکِرُ ، و لا یَشکُرُ النِّعمَةَ إلاّ العارِفُ
قدر] نعمت را نشناسد مگر سپاسگزار، و شکر نعمت نگزارد مگر آن که [قدر ]نعمت را شناسد .
أعلام الدین : ۳۱۳ .
مولی امیرالمؤمنین علیهالسلام»:
شُکرُ النِّعَمِ یَزیدُ فی الرِزْقِ.
شکر نعمت، نعمتت افزون کند.
(بحار، ج ۷۱، ص ۴۴)
امام جعفر صادق(علیهالسلام)»:
اَلشُّکرُ زیادةٌ فیالنِّعمِ و اَمانٌ مِنَ الفَقرِ.
شکر گزاری باعث وفور نعمت و مصونیت از فقر و تهیدستی است.
(تحفالعقول، ص ۳۷۶)
امام رضا(علیهالسلام)»:
اَحسِنوا جِوارَ النِّعَمِ فَاِنّها وَحشِیَّةٌ! ما نَأَتْ عَنِ قَومٍ فَعادَتْ اِلَیهِم.
وقتی نعمتی به شما رسید قدر آن را کاملاً بدانید که نعمت گریزپا است، وقتی از دست رفت دیگر بازنمیگردد!
(مُسند الامام الرضا علیهالسلام، ج ۱، ص ۲۸۶)
امام زین العابدین(علیهالسلام)»:
إنَّ اللهَ یُحبُّ کُلَّ عَبدٍ شَکور.
خداوند بندگان شکور و سپاسگزار خود را دوست میدارد.
(وسائل، ج ۱۱، ص ۵۳۹)
امام علی
اِحذَروا نِفارَ النِّعَمِ فما کُلُّ شارِدٍ بِمَردودٍ!(نهجالبلاغه، ۲۳۸)
امام حسن
النّعمةُ مِحتَةٌُ فَإن شُکِرَتْ کانت نِعمةً و إن کُفِرتْ صارَت نِقمةً.
نعمتهای خداوند یک آزمون است اگر شکر و حق آن ادا شود برای انسان نعمت و اگر ناسپاسی کرد (همان نعمت) برایش نقمت و عذاب خواهد بود.
(بحار، ج ۷۸، ص ۱۱۳)
امام جعفر صادق(علیهالسلام)»:
مَن اُعطِیَ الشُّکَر اُعطِیَ الزِّیادةَ یَقولُ اللهُ عَزّوجَلّ: «لَئِن شکَرتُم لَاَزیَدنَّکُم».
کسی که توفیق شکرگزاری به او عطا شده زیادتی نعمت هم نصیب او میگردد. خداوند متعال میفرماید «اگر شکرگزار باشید حتماً شما را زیاده خواهم بخشید»
. (بحار، ج ۷۱، ص ۴۰)
مولی امیرالمؤمنین علیهالسلام»:
إنَّ أهنَأَ النّاسِ عَیشاً مَن کانَ بِما قَسَمَ اللهُ لَهُ راضِیاً.
گواراترین زندگی را کسی داراست که به قسمت الهی خود راضی باشد.
(فهرست غرر، ص ۱۳۷)
پیامبر گرامی اسلام صلیالله علیه و آله و سلم»:
علامةُ الشّاکِرِ اَربَعَةٌ: الشُّکرُ فی النَّعماءِ وَ الصَّبرُ فی البَلاءِ وَ القُنوعُ بِقِسَمِ اللهِ وَ لایَحمَدُ و لایُعظِّمُ الاّ اللهَ.
آدم شکرگزار چهار علامت دارد: در وقت نعمت شاکر، هنگام بلا صابر، به قسمت خدا قانع و تنها خدا را ستایش و بزرگداشت میدارد.
(تحفالعقول، ص ۲۱)
نعمتهای خدا برای انسان کالای دنیاست اما شکر گذاری هم نعمت است و هم آخرت و خوش عاقبتی.
(بحار، ج ۷۸، ص ۳۶۵)
مولی امیرالمؤمنین علیهالسلام»:
اذا وَصَلَتْ اِلَیکُم اَطرافُ النِّعَمِ فلا تَنفِروا اَقصاها بِقِلَّةِ الشُّکرِ!
نعمتی! که به دستتان رسید، با قصور در شکرگزاری آن، نیمهکاره آن را از دست ندهید
. (بحار، ج ۷۱، ص ۵۳)
امام جواد(ع):
لایَنقطِعُ المزیدُ مِن اللهِ حَتّی یَنقَطِعَ الشُّکْرُ مِنَ العِبادِ.
تا زمانی که بندگان از شکرگزاری به درگاه خدا دریغ نمیدارند ازدیاد نعمت و تفضلات خداوند نیز از آنها دریغ نخواهد شد.
(تحفالعقول، ص ۴۸۰)
مولی امیرالمؤمنین علیهالسلام»:
مَن لَم یَشکُرِ الاِنعامَ فَلیُعَدَّ مِنَ الاَنعامِ!
کسی که نعمتها را سپاسگزاری نمیکند باید او را همدوش و در ردیف حیوانات به حساب آورد
(فهرست غرر، ص ۸۰)
امام جعفر صادق(علیهالسلام)»:
ضَغْطَةُ الَقَبرِ لِلمؤمنِ کفارةٌ لِما کانَ مِنهُ مِن تَضییعِ النِّعَمِ.
(یکی از علل) فشار قبر برای مؤمن کیفر ناشکری او در برابر نعمتهای الهی است.
(سفینه، ج ۲، ص ۷۴)
امام علی
کُن فی السَّراّءِ عَبداً شکُوراً وَ فی الضَّرّاءِ عَبداً صَبوراً.
در روزهای خوشی و آسایش بندهای شاکر و سپاسگزار و در روزهای محنت و سختی بندهای صبور و شکیبا باش
. (فهرست غرر، ص ۱۷۹
امام جعفر صادق
طوبی لِمَن لَم یُبَدِّلْ نِعمةَ اللهِ کُفراً.
خوشا به حال کسی که شکرانة نعمتهای خدا را تبدیل به کفران و ناسپاسی نکند
. (بحار، ج ۷۱، ص ۴۶)
امام علی
تُعرَفُ حَماقَةُ الرّجُلِ بِالاَشَرِ فی النِّعمةِ وَ کَثرةِ الذُّلِّ فی المِحنَةِ.
حماقت شخص در آنجا است که در حال نعمت سرمست و ناسپاس و در وقت محنت ذلیل است و بیتاب.
(فهرست غرر، ص ۸۳)
مَن لَم یَشکُرِ القَلیلََ لَم یَشکُرِ الکَثیرَ.
کسی که نعمتهای خُرد و کوچک را شکرگزار نباشد نعمتهای کلان و بزرگ را نیز شکرگزار نخواهد بود.
(شهابالاخبار، ص ۱۵۲)
امام جعفر صادق(علیهالسلام)»:
فی کُلِّ نَفَسٍ مِن اَنفاسِکَ شُکرٌ لازمٌ لَک بَل اَلفٌ أَو اَکثَر.
برای هر یک از نَفَسهای تو یک شکرانه بلکه هزار و بیش از هزار شکرانه بر تو لازم است. (جامعالسعادات، ج ۳، ص ۲۳۶)
امام جعفر صادق(علیهالسلام)»:
شُکرُ النِّعمةِ اِجتنابُ المَحارِمِ وَ تَمامُ الشُّکرِ قَولُ الرَّجُلِ: «الحمدُ لله رَبِّ العالَمین»
شکر نعمت، دوری از گناهان است و کمال شکرگزاری انسان گفتن «الحمدُ للهِ رَبِّ العالَمین».
(بحار، ج ۷۱، ص ۴۰)
امام محمد باقر(علیهالسلام)»:
تَخَلَّصْ اِلی عظیمِ الشُّکرِ بِاستِکثارِ قَلیلِ الرِّزقِ و اسْتقلالِ کَثبْرِ الطّاعةِ.
شکر بسیار و خالصانه در آن است که روزی کم را زیاد بدانی و اطاعت بسیار را کم شماری.
(بحار، ج ۷۸، ص ۱۶۴)
قدر نعمتها را نیکو بدانید پیش از آن که آنها را از دست بدهید و بدانید که نعمتها زوالپذیرند ولی (فردا) گواهی خواهند داد که رفتار صاحبانش با آنها چگونه بوده است.
(مکارمالاخلاق، ص ۱۴۸)
پیامبر اسلام (ص):
برای "یکی" کار کن ،
همان تو را کفایت میکند.
کَنزُ العُمّالج ۳ص۲۳